در ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶، در یکی از داغترین روزهای تاریخ فرانسه، دمای مارسی به حدود ۴۰ درجهی سانتیگراد رسید. همان روز، نزدیک به ۳۰۰ نفر در مارینا المپیک این شهر دور یک کامیون با صفحهنمایش LED جمع شدند. آنها نه برای کنسرت، بلکه برای تماشای شوی لباسهای لوئی ویتون و سن لوران آمده بودند؛ شوهایی که میشد در خانه با لپتاپ هم دید، اما قرار بود اینجا مثل یک مسابقهی ورزشی بهصورت جمعی تجربه شوند. این همان ذات «لا واچ پارتی» (La Watch Party) است: حرکتی که مرزهای دنیای بستهی فشن را میشکند و آن را به یک تجربهی جمعی و در دسترس تبدیل میکند.
تولد یک ایده از دل طردشدگی
مبتکر این حرکت، الیاس مدینی معروف به لیاس (Lyas)، منتقد و فعال ۲۷ سالهی فرانسوی است که زمانی در دنیای فشن یک «غریبه» بود. او در روئن، شهری در نورماندی، بزرگ شد و در نوجوانی کسی را نداشت که علاقهی عمیقش به مد را با او شریک شود. در ۱۶ سالگی، بیخبر از والدینش سوار قطار پاریس شد و تنها با یک عکس از آدرس، یک تیپ متفاوت و اعتمادبهنفس نوجوانانه، خود را به شوی Vetements در فشنویک رساند.
مسیر ورودش به صنعت، معمول نبود. در دوران همهگیری کرونا با ویدیوهای «استیچ» در TikTok شناخته شد و در سال ۲۰۲۴ بهعنوان خبرنگار مد در مجلهی Interview کار گرفت. اما پس از انتشار نقد تندی از کالکشن بهار/تابستان ۲۰۲۵ دیور اثر ماریا گراتزیا کوری، اوضاع تغییر کرد؛ لیاس آن شو را «یکی از بدترینهایی که تا آن زمان دیده بود» خواند، شغلش را از دست داد و به شوی دیور جاناتان اندرسون هم دعوت نشد.
همین حاشیه، جرقهی «لا واچ پارتی» را زد. لیاس بهجای صبر برای دعوتنامه، تصمیم گرفت خودش مهمانی تماشا برگزار کند. یک تلویزیون از خانه به کافهای در محلهی دهم پاریس برد و از دوستان و دنبالکنندگانش خواست با هم شوی دیور را تماشا کنند؛ درست مثل دیدن یک بازی فوتبال. او میگوید: «فکر نمیکردم ۳۰۰ نفر بیایند، اما این به من نشان داد که یک کمبود واقعی برای جامعهی مد وجود دارد.» بقیهی ماجرا را جمعیت نوشت: یک اجتماع واقعی شکل گرفت برای کسانی که اشتیاق دارند اما راهی برای ورود به رویدادهای دعوتی صنعت ندارند.
آناتومی یک تماشاخانهی مد: از لاتویا تا پاریس
«لا واچ پارتی» امروز دیگر فقط یک حرکت خودجوش نیست. برندهایی مثل Vetements از آن حمایت مالی میکنند و شخصا از لیاس برای شوهایشان دعوت میشود، اما اسکلت اصلی رویداد همان دسترسی آزاد و ساختن جامعه است.
-
مخاطبان چه کسانیاند؟ ترکیبی از حرفهایهای صنعت (از سردبیر تا کارآموز)، دانشجویان، علاقهمندان و حتی رهگذران کنجکاو. میلانا، شرکتکنندهی ۲۱ سالهای از لاتویا که برای یکی از رویدادهای پاریس از لندن آمده بود، حتی تیشرتی با چهرهی لیاس پوشیده بود و روی آن موهای فر چسبانده بود تا بیشتر شبیه او شود.
-
فرمول اجرا چیست؟ شوها روی صفحههای بزرگ در فضاهای عمومی پخش میشوند. بعد از پخش، لیاس میکروفون را باز میکند تا حاضران نظر بدهند و نقد کنند. حتی یک سیستم امتیازدهی از صفر تا پنج ستاره از طریق کد QR هم در دسترس است. در یکی از رویدادها، زنی سالخورده حدود ۱۰ دقیقه دربارهی رفرنسهای تاریخی شوی سلین و ارتباط آن با میراث برند از زمان فیبی فیلو تا هیدی سلیمان توضیح داد.
-
انرژی ورزشی، روحیهی مد: برای ساختن هیجان، لیاس فشن را با فرهنگ تماشای ورزشی پیوند میزند. در لیون، شوی Vetements را در یک میدان عمومی و در وقت استراحت بازی جام جهانی فرانسه-نروژ پخش کرد؛ بسیاری از حاضران هرگز شوی مد ندیده بودند. او میگوید: «مردم داشتند پیروزی فرانسه را جشن میگرفتند و در عین حال فشن را به همان شیوه تجلیل میکردند.» همین جو هواداری به علاقهمندان مد اعتمادبهنفس میداد تا بیپروا نظر بدهند.
واکنش صنعت: از طرد تا پذیرش
راه لیاس هموار نبود. بعد از آن نقد جنجالی، نهفقط شغلش را از دست داد، بلکه بهعنوان یک «اینفلوئنسر» (عنوانی که خودش قبول ندارد) از لیست دعوت بعضی برندها هم حذف شد. اما امروز، «لا واچ پارتی» خودش به یک پلتفرم اثرگذار تبدیل شده است و برندها برای ارتباط با این جامعهی پرشور و صادق به آن رو میآورند. در یکی از رویدادهای سلین، یک کیفدستی سلین قرعهکشی شد و ۱۰۰ نفر اول کلاههایی به ارزش ۵۹۰ یورو گرفتند.
با این حال، محور اصلی ماجرا هدیه نیست، بلکه ساختن فضایی برای گفتوگوی واقعی است. والنتین، یکی از حاضران در پاریس، میگوید: «چیزی که بیشتر از همه در این رویدادها دوست دارم، تنوع محض جمعیت است.» ترکیب سنها، پیشینهها و سلیقهها، صحنهای میسازد که کمتر در رویدادهای رسمی صنعت میبینید.
نسل قبل: وقتی فشن در فضای مجازی امن بود
پدیدهی «لا واچ پارتی» ادامهی طبیعی جنبشی است که چند سال قبل در فضای مجازی شکل گرفت. در اوج «های فشن توییتر» (HF Twitter) بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰، نسل تازهای از طرفداران مد بیرون از کانالهای رسمی با هم جمع شدند. آنها با میمها و نقدهای بیپروا، فضایی صمیمی و آموزنده ساختند و حتی در زمان تعطیلی «مت گالا» بهدلیل کرونا، یک «مت گالای مجازی» برگزار کردند.
اما با جلب توجه صنعت و رسانهها، آن فضای خودمانی و آموزشی کمکم از بین رفت. چلسی کندی، مارگو مرز و سنام آتیپو — از چهرههای شناختهشدهی آن نسل — امروز میگویند که آن حالوهوا برنگشته است. مرز میگوید: «همه در توییتر همدیگر را ملاقات کردیم و روی آن همکاری میکردیم، اما الان کاملا متفاوت است.» خیلیها بعد از خرید توییتر توسط ایلان ماسک، برای همیشه از آن پلتفرم جدا شدند و گفتوگوهای جدیتر را به گروههای خصوصی واتساپ بردند.
آینده: تماشاچی بودن کافی است؟
«لا واچ پارتی» یک تناقض جالب را نشان میدهد: بسیاری از مشتاقترین طرفداران مد قصد خرید محصولات لوکس را ندارند. هیرال آرورا، فعال مد ساکن برلین، میگوید: «این تقریبا مثل ورزش است؛ شما فقط تماشا میکنید و انتظار ندارند که بازی کنید.» او میگوید دستدوم میخرد و افزایش قیمتها برایش تعیینکننده نیست، چون این کالاها از ابتدا هم خارج از بودجهی او بودهاند.
این روند نشان میدهد ارزش تازهی فشن فراتر از خود کالاهاست. امروز مد میتواند «لذت محض و تصفیهنشده» ایجاد کند؛ احساسی شبیه همان که در جشنهای قهرمانی تیمهای ورزشی میبینیم. لباسهای روی صحنهی شو ممکن است بسیار گران باشند، اما طرفدار بودن هزینهای ندارد. «لا واچ پارتی» ثابت کرده است که اشتیاق، دعوتنامه نمیخواهد و اجتماعهای واقعی میتوانند دیوارهای قدیمی یک صنعت را کنار بزنند.
